محمد غفورى
29
نقش شيعه در تاريخ نگارى اسلامى ( فارسى )
ابوحاتم رازى نيز مىگويد : تشيع از زمان پيامبر ( ص ) وجود داشت . اما در جريان جنگ صفين ، عنوان شيعه ميان موالى و پيروان آن حضرت رواج يافت و هركه در سپاه امام على ( ع ) بود ، شيعه ، و سپاهيان و هواداران معاويه ، احزاب ناميده شدند . از آن پس و به تدريج ، موافقان اهلبيت ( عليهم السلام ) ، به شيعه ، و مخالفان آن بزرگواران ، به سنى شهرت يافتند و چنان بود كه تا نيمه نخست سده چهارم ، هركس به تفضيل و برترى امام على ( ع ) قايل بود ، شيعه شناخته مىشد . « 1 » نكتهاى كه بايد به آن توجه كرد ، پيدايش شيعه در مقام هويت و تفكرى مستقل است . بيشتر دانشمندان مسلمان براى بررسى تشيع ، ميان منشأ پيدايش آن و مكتب فكرى - فقهىاش ، تمايز قايل نشدهاند . البته مخالفان شيعه ، چه در گذشته و چه اكنون ، براى تضعيف آن مدام كوشيدهاند تا پيدايش آن را دورههاى متأخر از صدر اسلام ، و ساخته اشخاص موهوم يا غيرموثقى چون ابنسبا معرفى كنند . در مقابل ، شيعيان نيز براى اثبات حقانيت و اصالتشان ، به روايات نبوى ( ص ) استناد مىكنند و مىكوشند غيرشيعه را به انحراف و جدايى از راه درست و خلافتِ مشروع متهم نمايند . اگر بخواهيم فارغ از تعصبات غيرمنطقى و رقابتهاى سياسى ، فرايند رشد و توسعه تشيع را پيگيرى نماييم ، نمىتوان بنيان تفكر شيعه در عصر نبوى ( ص ) را انكار كرد ؛ زيرا فراوانى سخنان آن حضرت در
--> ( 1 ) . كتاب الزينه ، ابوحاتم رازى ، ج 3 ، صص 259 - 261 .